شيخ حسين انصاريان

278

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

داستان را [ براى مردم ] حكايت كن ، شايد [ نسبت به امور خويش ] بينديشند . اوصاف شيطانى كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ » « 1 » [ داستان منافقان كه كافران از اهل كتاب را با وعده‌هاى دروغ فريفتند ] چون داستان شيطان است كه به انسان گفت : كافر شو . هنگامى كه كافر شد ، گفت : من از تو بيزارم ، من از خدا كه پروردگار جهانيان است ، مىترسم . ورنه وجود انسان و حقيقت نفس با قطع نظر از اين تعلّق ، عقل است و داراى صفات ملكوتى و به اقتضاى سرشت خود : ما عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ ، وَاكْتُسِبَ بِهِ الْجِنانُ . « 2 » آنچه كه خداوند بدان پرستيده شود و بهشت به واسطهء آن به دست آيد . بايد با عوارض خطرناك و بنيان بركن آن تعلّق كه حالت بهيمى و سبعىشيطانى است جهاد كرد ، تا از شرّ حيوانات در امان برود و گرنه در اين خانه هميشه غوغايى از تهاجم و تنازع است . سعدى مىگويد : از كسى معناى أعْدى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتى بَيْنَ جَنْبَيْكَ . « 3 »

--> ( 1 ) - حشر ( 59 ) : 16 . ( 2 ) - بحار الأنوار : 1 / 116 ، باب 4 ، حديث 8 ؛ وسائل الشيعة : 15 / 205 ، باب 8 ، حديث 20288 . ( 3 ) - بحار الأنوار : 67 / 64 ، باب 45 ، حديث 1 ؛ عوالى اللآلى : 4 / 118 ، 187 .